![]() |


امید وارم در این وبلاگ مطالب خوبی را بخوانید
|
درباره ي وب سايت به وبلاگ من خوش آمدید.
من از شما متشكرم كه به وبلاگ من سر مي زنيد لطفا اگر اشكالي در وبلاگم بود به بزرگي خودتون ببخشيد.
مدیریت وبلاگ.
برچسب ها آخرين مطالب |
![]() نویسنده : ameersajjad1382
تاریخ : جمعه 05 دی 1404
زمان : 11:05
![]()
ارسال نظر(0)
«نوروز» كهنسالترين آيين ملي در جهان است كه جاودانه مانده و يکي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان (آرينهاي جنوبي) ميباشد. آيينهاي برگزاري اين جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پيش تفاوت چشمگير نكرده و به همين دليل عامل وحدت فرهنگي ساكنان ايرانزمين به شمار ميرود كه آن را در هر گوشه از جهان كه باشند، يكسان برگزار ميكنند و بزرگ ميدارند و به همين جهت است كه انديشمندان «نوروز» را مظهر پايدار هويت و ناسيوناليسم ايراني خوانده اند كه مورخان در قوه محركه اش ترديد ندارند؛ زيرا كه در طول تاريخ نيروي عظيم و كارآييهاي فراوان آن را درك كردهاند. به نوشته برخي از مورخان بر پايه افسانهها، سه هزار سال پيش در چنين روزي، جمشيد از كاخ خود در جنوب درياچه اروميه (منطقه باستاني حسنلو) بيرون آمد و عميقاً تحت تأثير آفتاب درخشان، و خرمي و طراوت محيط قرار گرفت و آن روز را «نوروز»، روز صفا، پاك شدن زمين از بديها و روز سپاسگزاري از خداوند بزرگ ناميد و خواست كه از آن پس، بدون وقفه، هر سال در اين روز آيين ويژهاي برگزار شود. سرآغاز جشن نوروز، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشنهاي ايران باستان، برابري نام ماه و روز را به دوش نميکشد، بر ساير جشنهاي ايران باستان برتري دارد. در مورد پيدايي اين جشن افسانههاي بسيار رواج يافته، اما آنچه نوروز را رازآلود کرده، آيينهاي بسياري است که روزهاي قبل و بعد از آن انجام ميگيرد. نوروز واژهاي است مركب از دو جزء كه روي هم به معناي روز نوين است و بر نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي آن گاه كه آفتاب به برج حمل انتقال مييابد گذارده ميشود. عظمت نوروز را از نقشهاي تخت جمشيد گرفته تا آثار ادبي و هنري گوناگون عربي و فارسي در همه جا ميتوان يافت. يكي از كهنترين و بزرگترين منابعي كه به جشنها و افسانهها و آيينهاي مربوط پرداخته است، كتاب «آثار الباقيه» اثر ابوريحان بيروني (متوفي 440 هجري قمري) است. ? بيروني در تعريف نوروز نقل ميكند: "نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت روز نو نام كردند، زيرا كه پيشاني سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز همه جشنهاست. "مورخان و محققان درباره جايگاه نوروز با هم اختلاف دارند به نظر ميرسد آرياييها از مهاجرت به فلات ايران و هم مرز شدن با تمدن ميانرودان سال را به دو قسمت تقسيم ميكردند كه هر يك با انقلابي شروع ميشد و دو جشن نوروز و مهرگان سرآغاز اين دو انقلاب بودند، يعني هنگام انقلاب تابستاني جشن نوروز گرفته ميشد و زمان انقلاب زمستاني جشن مهرگان پاس داشته ميشد. برخي نيز معتقدند كه جشن نوروز و مهرگان جشني بوده است كه در ايران قبل از ورود آرياييها وجود داشته است و اقوام قبل از آريائيها كه در فلات ايران ساكن بودهاند به آن عمل ميكردند. "نوروز" را ايرانيان گرامي ميدارند و آييني است كهن كه گرچه طي هزاران سال دگرگون شده، اما هرگز از ميان نرفته و از سوي اقوام و مذاهب مختلفي كه در سرزمين ايران حضور پيدا كردهاند، مهر تأييد خورده است. بيروني مينويسد:«سال نزد فارسيان چهار فصل بود ... بر حسب اين فصول عيدهايي داشتند كه به اهمال در كبيسه روز اين عيدها جابهجا ميشد. از جمله اين اعياد يكي روز اول فروردين ماه يعني نوروز بود. چنين به نظر ميرسد كه پنج روز نخستين سال « نوروز عامه» يعني جشن همگاني بود و « نوروز خاصه» يعني جشن پادشاهان و بزرگان بوده است. با توجه به اين كه عباسيان بيش از پنج سده نفوذ سياسي و ديني خود را در جهان اسلام - با فراز و نشيب بسيار - حفظ كردند، ميتوان دريافت كه بزرگداشت نوروز از سوي خلفاي اين سلسله تا چه حد در استمرار و گسترش آن تأثير گذار بوده است. همچنين خاندانهاي بزرگ ايراني چون سامانيان و ديلميان و آل زياد به نگهداري و پاسداري سنن ملي دلبستگي فراوان داشتند و به هنگام نوروز به روش نياكان خود مردم را بار عام ميدادند و آداب ديرين را معمول ميداشتند. شهرياران صفوي هم در اجراي مراسم جشن نوروز كوشش بسيار ميكردند و مردم نيز تشريفات عيد را به جاي آوردند.برگزاري جشن نوروز در دوره صفويه به ويژه با نگاه به احاديثي كه محدثين بزرگ اين دوره همچون علامه مجلسي درباره نوروز نقل كردهاند، قابل ارزيابي است. چنين مينمايد كه در اين دوره - همچون زمان حاضر - نوروز صبغهاي كاملاً اسلامي يافته بود و تفكيك عناصر باستاني و اسلامي در اين آيين باشكوه كاري دشوار مينمود. رسوم نوروزي ايرانيان باستان رويش جوانهها: از چند روز مانده به نوروز ايرانيان باستان دانهها را که عبارت بودند از گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجيله، ذرت، و ماش به شمارهي هفت ـ نماد هفت امشاسپندـ يا دوازده “شمارهي مقدس برجها” در ستونهايي از خشت خام بر ميآوردند و باليدن هر يک را به فال نيک ميگرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروري خواهد بود. هفت سين و خوان نوروزي: عدد هفت از ديرزمان در نزد ايرانيان (و در بيشتر اديان) عدد مقدسي بوده است. سابقه و پيشينه سفره هفت سين بسيار کهن است و به دوره ساسانيان باز مي گردد. برخي کارشناسان، مبناي هفتسين را چيدن هفت سيني يا هفت قاب بر خوان نوروزي ميدانند که به آن هفت سيني ميگفتند و بعدها با حذف (ي) به صورت هفتسين در آمد. چيزهاي روي سفره عبارت بود از آب و سبزه (نماد روشنايي و افزوني)، آتشدان(نماد پايداري نور و گرما که بعدها به شمع و چراغ مبدل شد)، شير (نماد نوزايي و رستاخيز و تولد دوباره)، تخم مرغ (نماد نژاد و نطفه)، آيينه (نماد شفافيت و صفا)، سنجد (نماد دلدادگي و زايش و باروري)، سيب (نماد رازوارگي عشق)، انار (نماد تقدس)، سکههاي تازه ضرب (نماد برکت و دارندگي)، ماهي (نماد برج سپري شدهي اسفند)، نارنج (نماد گوي زمين)، گل بيد مشک که گل ويژهي اسفند ماه است و گلاب که بازماندهي رسم آبريزان يا آبپاشان است، نان پختهشده از هفت حبوب، خرما، پنير، شکر، بَرسَم (شاخههايي از درخت مقدس انار، بيد، زيتون، انجير در دستههاي سه، هفت يا دوازدهتايي) و کتاب مقدس. چهارشنبه سوري، جشن پيشواز نوروز: ايرانيان باستان نور را مظهر ايزدي مي دانستند و خورشيد و آتش را به دليل آنکه منابع نور و روشنايي بودند گرامي مي داشتند. چهارشنبهسوري که از دو کلمهي چهارشنبه (منظور آخرين چهارشنبهي سال) و سوري همان “سوريک” فارسي و به معناي سرخ ميباشد و در کل به معناي چهارشنبهي سرخ، مقدمهي جدي جشن نوروز بود. در بسياري از نقاط ايران جشن چهارشنبه سوري با آيين و رسوم گوناگون برگزار ميشد که حکايت از شکوه اين جشن باستاني داشت اما آنچه از تمامي اين رسوم برمي آيد آن است که آتشافروزي در ميان تمامي اقوام اين سرزمين، نشانه پيروزي و سرور و شادماني است. مردم غروب هنگام، بوتهها را به تعداد هفت يا سه (نماد سه منش نيک) روي هم ميگذاشتند و خورشيد که به تمامي پنهان ميشد، آن را بر ميافروختند تا آتش سر به فلک کشيده جانشين خورشيد شود، آتش ميتوانست در بيابانها و رهگذرها و يا بر صحن و بام خانهها افروخته شود. وقتي آتش شعله ميکشيد از رويش ميپريدند و ترانههايي که در همهي آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوري و پاکيزگي بود، مي خواندند. مراسمي چون بلاگرداني، کوزه شکستن و اسپند دود کردن، شال اندازي، تخممرغشکني، بخت گشايي، گردو شکستن، فالگيري، پختن آش مراد، قاشق زني و تهيه آجيل چهارشنبهسوري از جمله رسوم نمادين جشن چهارشنبه سوري بودهاست. موسم آفرينش جهان: بارش بارانهاي بهاري، برآمدن شکوفهها و برگ آوردن درختان، طولاني شدن روزها و ساعات روشنايي، گذشتگان را بر اين اعتقاد راسخ کرده بود که نوروز، زمان پيدايش و آفرينش جهان است.
تحويل سال نو : به هنگام تحويل سال، همه اعضاي خانواده جامههاي تازه خود را پوشيده و دور سفره هفتسين گرد ميآمدند. پدربزرگ و مادربزرگ در بالاي سفره و پس از آنها پدر و مادر و فرزندان در کنار سفره مينشستند. عقيده بر اين است که به هنگام تحويل سال همگي بايد به آينه نگاه کنند و پس از آن بزرگترين فرد خانواده قرآن را برداشته و اندکي از آن را ميخواند. قبل از تحويل سال، همه اعضاي خانواده دعاي تحويل سال را بارها زير لب زمزمه ميکردند: يا مقلب القلوب والابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال از ديگر عقايد اين بود که آينهاي را به صورت خوابيده در سفره قرار داده و تخممرغي را روي آن قرار داده و ميگفتند که به هنگام تحويل سال اين تخممرغ تکان ميخورد. اين عقيده از آنجا سرچشمه ميگيرد که قدما ميگفتهاند کره زمين بر روي شاخ گاوي قرار گرفتهاست و هر گاه که گاو خسته ميشود، کره زمين را از يک شاخش به سمت ديگر پرتاب ميکند و اين مواقع همان زمان تحويل سال است. هنگام تحويل سال توپي شليک ميشد که از صداي آن همه متوجه تحويل سال نو ميشدند و آنگاه همگي به روبوسي مشغول شده و فرارسيدن سال جديد را به يکديگر تبريک ميگفتند و پس از آنکه بزرگترها عيديهاي کوچکترها را که معمولاٌ سکه و يا اسکناس بودهاست از لاي قرآن کريم درآورده و به آنها ميدادند. پس از آن، بسته به هنگام تحويل سال که اگر روز باشد، فوراٌ افراد کوچکتر فاميل به ديدن بزرگترها رهسپار ميشدند و معمولاٌ ناهار يا شام روز اول عيد را در منازل بزرگان خويش صرف ميکردند. قديم رسم بر اين بوده که در روز اول عيد بايد رشتهپلو خورد تا به اين وسيله در سال جديد سررشته کارها دستشان آمده و تا پايان سال از دستشان خارج نشود. ? ششم فروردين، نوروز بزرگ: روز ششم فروردين ماه نزد ايرانيان، قرب و منزلت ويژه اي داشت و آن را «عيد بزرگ» يا «نوروز بزرگ» نام نهاده بودند و وقايع و حوادث گوناگوني را به آن روز نسبت داده بودند. آن گروه از ايرانيان باستان که روز اول فروردين را روز آغاز آفرينش مي پنداشتند، معتقد بودند خداوند در اين روز از آفرينش جهان آسوده شد. همچنين در باور اساطيري مردم ايران زمين، در اين روز کيخسرو که به پادشاهي رسيده بود و از کار اين جهان غمگين گشته بود و آرزوي دنياي ديگر را داشت، موفق مي شود پس از5 روز عبادت به دنيايي ديگر عروج کند. اين گروه از مردمان اين روز را روزي مي دانند که سعادت را ميان مردم زمين تقسيم مي کنند و آن را روز اميد نام نهادند. از ديگر وقايع نسبت داده شده به اين روز مي توان به پيدايي ايران زمين در اين روز اشاره کرد. در چنين روزي فريدون جهان را ميان سه پسرش سلم و تور و ايرج تقسيم کرد.آرش کمانگير در اين روز مرز بين ايران و توران را با پرتاب تيري تعيين کرد و جانش را در اين راه از دست داد. در اين روز خداوند در پيکر انسان جان دميد. تمامي اين روايات به ششمين روز فروردين نسبت داده شده است و از همين رو، اين روز را «نوروز بزرگ» نام نهاده بودند. ? جشن آب ريزگان و سنت شست و شو: آب و لزوم بارش همواره مسالهاي بوده است که در آيينهاي نوروزي مورد توجه و تقدس قرار گرفته است. در سفره نوروزي و هفت سين، آب از جمله اقلام عمده است. در تمامي رسوم نوروزي، کاشت سبزه، شست و شو، غسل، پاشيدن آب و سبزه به آب دادن، آب نقش مهمي ايفا ميکند و در تمامي اين رسوم عقيده اي وجود دارد که براي سال جديد باران و آب کافي که مظهر آباداني است آرزو کنند. در ميان ايرانيان کهن مرسوم بوده است که هنگام سپيده دم نوروز، مردم از خواب برمي خاستند و با آب قنات يا حوض خود را شسته و گاهي با پاشيدن آب جاري، خود را متبرک کرده و از دفع آفات و بلايا دور مي کردند. رسم آب ريزان نيز از همين کار شست و شوي نشأت مي گيرد. گروهي گفته اند علت اين کار آن بوده که زماني در ايران براي مدتها باران نباريد و ناگهان باراني سخت باريدن گرفت. در آن زمان مردم با پاشيدن آب در زير اين باران خود را متبرک مي کردند و اين رسم از آن پس در ايران ماندگار شد و هر سال مردمان در چنين روز با پاشيدن آب بر يکديگر، باريدن باران را گرامي مي دارند.
سيزده بدر، جشن بدرقه نوروز: جشن سيزده بدر از مهمترين رسوم مشترک در ميان تمامي اقوام ايراني بوده است. ايرانيان غم و غصه و خمودگي را در اين روز ناپسند مي دانستند و همگي با پناه بردن به طبيعت مي خواستند سيزده بدر را هر چه زودتر پايان رسانده و به زندگي عادي خود بازگردند. رسم سبزه به آب دادن در اين روز که نمادي از آباداني طبيعت و آب است از جمله رسوم نمادين در روز سيزده بدر است. آيينها و رسمهاي مردم فرآيند الزامات و نيازهاي درهم تنيده مادي و معنوي، در پيوند جغرافيايي و شيوههاي توليد و ساختارهاي اقتصادي دورهاي مختلفاند که برحسب ضرورت پيوسته در حال تغييرند و به مقولههايي که در ژرفا معنا دارند پاسخ ميدهند. منابع: 1 – محمدعلي دادخواه، نوروز و فلسفه هفت سين ، انتشارات حروفيه 2 – پرويز ذكايي، نوروز تاريخچه و مرجع شناسي، مركز مردم شناسي ايران 3 – www.iranianebastan.blogsky.com 4 – www.forum.itfars.com با تشکر فراوان به امید دیداری دوباره مدیریت وبلاگ - امیر سجاد قدم زاده ![]() نویسنده : ameersajjad1382
تاریخ : سهشنبه 24 اسفند 1395
زمان : 19:35
![]()
ارسال نظر(0)
فلسفه هفت سین چیست؟
نوروز، در تاريخ و تقويم جشن و شادي لازمه زندگي هر انسان طبيعي و اميدوار است. گذشته از آن، پرداختن به آغاز سال داراي معنايي است، معنايش آنست كه ما بدانيم سالي از زندگانيمان پايان يافته، سالي در آغاز يافتن است، سالي گذشته و سالي مي آيد از آن كه گذشته ياد كنيم و نيكي ها و بدي هاي خود را بسنجيم و براي آن كه مي آيد برنامه اي گذاريم و نيكي هايي را به انديشه گيريم پيداست كه اين كارها بايد با احساسات نيك و پاكدلانه و نيكخواهانه توام باشد، با شادي و اميدواري همراه بايد باشد. نوروز در گستره جغرافيا در فرهنگ و سنن هر قوم و ملتي، روزهايي وجود دارد كه ريشه تاريخي وفرهنگي داشته و جلوه اي از باورهايي است كه حتي تا مقدسات ديني و مذهبي آنها پيش رفته و هويت فرهنگي و تاريخي آن جامعه را به نمايش گذاشته است. نوروز در ايران برگ برگ صفحات تاريخ اين قوم گواهي مي دهد نوروز باستاني همواره كهن ترين سنت قوم ايراني و عزيزترين روز سال نزد ايرانيان بوده است. نوروز برجاي مانده از روزگاري است كه جز با كمك خيال واوهام و جز به مدد افسانه و اسطوره راهي به آن ديار نيست. در گردونه ي سالانه ي تكرار تكرار تنها نوروز يك تنوع روحي و يك انبساز رواني است، خاصه ي قوم ايراني كه دوام خويش را در فراز و نشيب تاريخ مديون اين سنت ديرينه و خردمندانه است. نوروز در جمهوري آذربايجان يكي از جشن هاي بزرگ مردم آذربايجان نوروز است . عيد نوروز سال ها پيش از ميلاد در آذربايجان برگزار مي شده و مردم برخي از احساسات بشر دوستانه و جهان بيني خود را با اين جشنواره مربوط مي دانند زيرا در اوستا كتاب مقدس زرتشتيان نوروز به منزله جشن ستايش رفاه مقدسات محسوب مي شود و گفته مي شود كه نوروز عيد فراواني كشت و سرآغاز تندرستي و بركت و وفور است. نوروز در قزاقستان مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاري مي دانند و بر اين باورند كه در اين روز ستاره هاي آسماني به نقطه ابتدايي مي رسند و همه جا تازه مي شود و روي زمين شادماني بر قرارمي شود. همچنين قزاق ها معتقدند كه نوروز آغاز سال است و در ميان آنان عبارات زيبايي درباره ي نوروز وجود دارد . نوروز روزي است كه يك سال منتظرش بوده اند نوروز روزي است كه خير بر زمين فرود آمده و بالاخره نوروز روزي است كه سنگ نيلگون سمرقند آب مي شود: نوروز در تاجيكستان عيد نوروز براي مردم تاجيكستان بخصوص بدخشانيان تاجيكستان عيد ملي اجداد است و از آن به عنوان رمز دوستي و زنده شدن كل موجودات ياد مي كنند و به اسم خيدير ايام يعني عيد بزرگ معروف است. نوروز در تركمنستان در كشور تركمنستان طبق رسم قديم و جديد دوبار در سال جشن نو گرفته مي شود. يكي از اين جشن ها با استناد به تقويم ميلادي كه به تاييد سازمان ملل رسيده به عنوان جشن بين المللي ( سال نو ) شناخته مي شود و ديگري برگزاري عيد نوروز به نشانه ي احياي دوباره ي آداب و رسوم ديرينه مردمࠠتركمنستان است. نوروز در قرقيزستان عيد نوروز در قرقيزستان تنها يك روز آن هم در روز اول يا دوم فروردين ماه است كه به 29 روز يا 30 روز بودن اسفند بستگي دارد. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردين و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردين برگزار مي شود. تا قبل از فروپاشي شوروي سابق اين مراسم به دست فراموشي سپرده شده بود ولي پس از فروپاشي دوباره حيات يافت و هر ساله با شكوهتر از سال قبل برگزار مي شود. نوروز در پاكستان در پاكستان نوروز را عالم افروز يعني روز تازه رسيده كه با ورود خود جهان را روشن و درخشان مي كند مي نامند. نوروز در افغانستان نوروز در افغانستان يا به عبارتي در بلخ و مركز آن مزار شريف هنوز به همان فر و شكوه پيشين بركزار مي شود. در روزهاي اول سال همه دشت هاي بلخ وديوار و پشت بام هاي گلي آن پر از گل سرخ مي شود گويي بلخ سبدي از گل سرخ است يا به عبارتي مانند اجاق بزرگي كه در آن لاله مي سوزد اين گل فقط در بلخ به وفور و كثرت مي رويد و از اين رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به يك معني به كار مي رود. در اولين روز عيد نوروز علم مبارك علي ( علیه السلام ) با مراسم خاص و با شكوهي در صبح آن روز برافراشته مي شود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نيز رسما" آغاز مي شود و تا چهل شبانه روز ادامه مي يابد و در اين چهل شبانه روز حاجتمندان و بيماران براي شفا در پاي اين علم مقدس به چله مي نشينند. گفته شده بسياري از بيماران لاعلاج در زير همين علم شفا يافته اند. مردم اين سرزمين بر اين باورند كه اگر بر افراشته شدن علم به آرامي و بدون لرزش و توقف از زمين بلند شود سالي كه در پيش است نيكو و ميمون است. از آيين و رسم نوروزي در سرزمين بلخ مي توان به شستشوي فرش هاي خانه و زدودن گرد و غبار پيش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبيل بزكشي، شتر جنگي، شتر سواري، قوچ جنگي و كشتي خاص اين منطقه اشاره نمود. نوروز در تركيه عثمانيان يا مردم تركيه امروز عيد نوروز را به عنوان يكي از معدود ايام جشن مي گرفتند. در اين روز حكيم باشي معجون مخصوصي كه ( نوروزيه ) ناميده مي شد جهت پادشاهان و درباريان تهيه مي نمود كه گفته شده است اين معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهيه مي شده است كه شفابخش بسياري از بيماري ها و دردها بوده و باعث افزايش قدرت بدني مي شده است. مردم اين سرزمين نوروز را آغاز بهار طبيعت و شروع تجديد حيات و طراوت در جهان و برخي روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخي عامل اتحاد و همبستگي و حتي آن را سالروز تولد حضرت علي ( علیه السلام ) و تعيين ايشان به خلافت و سالروز ازدواج ايشان با حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) دانسته اند . قابل ذكر است نوروز تا نخستين سال هاي جمهوريت در ميان تركان پايدار ماند و سپس رفته رفته اهميت پيشين خود را از دست داد و فقط در پاره اي از مناطق شمال رسم وآيين نوروز موجوديت خود را حفظ كرده است. چراغ راه الف ـ نوروز از ديدگاه امام خمينى رحمت الله علیه پي نوشت : 25. دکتر برومند سعيد جواد نوروز جمشيد ص 326 منابع: 1..پایگاه حوزه به امید دیداری دوباری باتشکر - مدیریت وبلاگ امیر سجاد قدم زاده
![]() نویسنده : ameersajjad1382
تاریخ : سهشنبه 24 اسفند 1395
زمان : 19:32
![]()
ارسال نظر(0)
محمود فرشچیان محمود فرشچیان (زادهٔ ۴ بهمن ۱۳۰۸ در اصفهان) نقاش بزرگ ایران است. بسیاری از آثار وی توسط وزیران امور خارجهٔ ایران (دکتر کمال خرازی و دکتر محمدجواد ظریف) به عنوان هدیه به سفرا و وزرای کشورهای خارجی اهدا شده است.[۱] فرشچیان در کنار فتحعلی واشقانی در بازدید از نمایشگاه واشقانی زندگی پدر فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود با دیدن استعداد فرزندش، وی را به کارگاه نقاشی استاد حاج میرزا آقا امامی برد. فرشچیان پس از آموزش نزد استاد امامی و بهادری و دانش آموختگی از مدرسه هنرهای زیبای اصفهان، برای گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا سفر کرد و چندین سال به مطالعهٔ آثار هنرمندان غربی در موزهها پرداخت. بنا بر گفته وی در موزههای اروپا، اول کسی بود که وارد موزه میشد با بستهای از کتاب و قلم، و در نهایت آخر از همه، خود او بود که از موزه خارج میشد. پس از بازگشت به ایران، فرشچیان کار خود را در اداره کل هنرهای زیبای تهران آغاز کرد و به مدیریت اداره ملی و استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزیده شد. محمود فرشچیان، هم اکنون در نیوجرسی آمریکا ساکن است و سفرهای دورهای و فصلی به ایران دارد. فیلم مستندی نیز با عنوان عشقپرداز به کارگردانی محمد هادی کاویانی، با حضور عزت الله انتظامی، پرویز پورحسینی و با صدای زیبا بروفه در نکوداشت او ساخته شدهاست که در آیین رونمایی کتاب پنجم استاد به نمایش در آمد.[۲] فرزندان استاد فرشچیان به نامهای دکتر علی مراد فرشچیان و لیلا فرشچیان و فاطمه فرشچیان هستند. دکتر علی مراد فرشچیان در ایالت فلوریدا آمریکا مشغول طبابت میباشد و لیلا تحلیلگر رفتار در ایالت نیوجرسی ساکن است.[۳] سبک موزه استاد فرشچیان، کاخ سعدآباد، تهران فرشچیان بنیانگذار مکتب خود در نقاشی ایرانی، که پایبند به شکل کلاسیک همراه با استفاده از تکنیکهای جدید برای توسعه دامنه نقاشی ایرانی است. او به این شکل هنر زندگی جدیدی بخشید و آن را از رابطه همزیستی تاریخ با شعر و ادبیات تغذیه کرد، برای آنکه استقلالی به این هنر بدهد که قبلاً آن را نداشت. نقاشیهای قدرتمند و نوآورانه او پویا و گسترده و پر از جنب و جوش هستند، با تلفیقی جذاب از سنتی و مدرن، که ترکیبات سبک منحصر به فرد او در نقاشی هستند. برخی از تواناییهای او احساس فوقالعاده خلاقیت، نقوش محرک، خلقت فضایهای گرد، خطوط نرم و قدرتمند، و خلقت رنگهای مواج هستند. آثار استاد فرشچیان یک ترکیب دلانگیز از هر دو اصالت و نوآوری است. آثارهای او از شعر کلاسیک، ادبیات، قرآن، کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان، و همچنین تخیل عمیق خود را پرورش یافته است.[۴] استاد فرشچیان نقش مهمی در معرفی هنر ایران به صحنه بینالمللی هنر ایفا کرده است. او دعوت شد تا در دانشگاههای متعدد و مؤسسات هنری صحبت کند. شش کتاب و مقالات متعددی در مورد آثار وی منتشر شدهاست.[۵] فرشچیان و مولانا تابلوی «شمس و مولانا» ی فرشچیان از یکی از اشعار مولانا الهام گرفته شده است. رنگهای خاصی در نقاشی استفاده شده است تا ارتباط عرفانی و معنوی که بین مولوی و شمس وجود داشته را برجسته کند.[۶] کتابها
برخی آثار تابلو عصر عاشورا
«سه سال پیش از انقلاب روز عاشورا مادرم مرا نصیحت کرد و گفت: به روضه گوش کن تا چند کلمه حرف حساب بشنوی؛ و من با ایشان گفتم: من اول در اتاقم کاری دارم بعد خواهم رفت. حال عجیبی به من دست داد. وارد اتاق شدم، قلم را برداشتم و تابلوی عصر عاشورا را شروع کردم. قلم را که برداشتم تابلویی شد که الآن هست بدون هیچ تغییری». این اثر توسط او به موزه آستان قدس رضوی اهدا شد.
منتخبی از جوایز
![]() نویسنده : ameersajjad1382
تاریخ : پنجشنبه 07 بهمن 1395
زمان : 09:39
![]()
ارسال نظر(0)
چگونگی انتفال پیام در زمان های گذشته... در دوران داریوش کبیربرجهایی در سر تا سر پادشاهی هخامنشی ساخته شد که در آنها در این برجها سوراخهاییوجود داشت که شبها در آنها آتش افروجته می شد وبا بستن و باز کردن سوراخها و قطع ووصل روشنایی به برجهای همسایه علامت وخبر میرساندند . در این برجها دو نوع آتش یکیسفید و دیگری قرمز روشن میشد میتوان حدس زد که این علاعم به صورت خط ونقطه (درتلگراف)یا صفر و یک (کامپیوتر)کار برد داشته است به علت گستردگی وتنوع زبانی درحکومت داریوش در جریان انتقال یک پیام از تخت جمشیدتا یکی از نقاط مرزی کشورمخابره کنندگانی با زبانهای مختلف در بالای برجها قرار می گرفتند. احتمال دارداختراع خط 36 حرفی میخی (میخی فارسی باستان)به فرمان داریوش رخ داده باشد نخستینکتیبه ای که به این خط نوشته شده کتیبه بیستون است یکی از موارد جالب این خط وجودکوتاه نوشت در آن است .
![]() نویسنده : ameersajjad1382
تاریخ : پنجشنبه 07 بهمن 1395
زمان : 09:38
![]()
ارسال نظر(0)
باباطاهر
باباطاهر یا باباطاهر عریان،[۱][۲] عارف، شاعر ایرانی تبار و دوبیتی سرای اواخر سده چهارم و اواسط سده پنجم هجری (سده ۱۱م) ایران و در دورانطغرل بیک سلجوقی بوده است.[۴] بابا لقبی بوده که به پیروان وارسته میدادهاند و عریان به دلیل بریدن وی از تعلقات دنیوی بوده است.[۵] زندگی از خاندان، تحصیلات و زندگی باباطاهر اطلاعات صحیحی در دسترس نیست اما بنا به نوشته راوندی در راحةالصدور، باباطاهر در سال ۴۴۷ هجری با طغرل سلجوقی دیدار کرده و مورد احترام وی نیز قرار گرفته است. در یکی از دوبیتیهای مشهورش[۶] سال تولدش را به حروف ابجد گنجانیده که پس از محاسبه توسط میرزا مهدی خان کوکب به سال ۳۲۶ هجری رسیدهاست. اما رشید یاسمی با استناد به همان دو بیتی و اشاره به اهمیت عدد ۱۰۰۰ نزد اغلب ملل برآن رفته است که مقصود باباطاهر از واژه الف سال ۱۰۰۰م بوده و در نتیجه مقارن سالهای ۳۹۰ و ۳۹۱ (برابر با ۱۰۰۰ میلادی) زاده شده است.[۷] او پس از ۸۵ سال زندگی، در همدان[۲][۴] وفات یافته است آرامگاه آرامگاه قدیمی باباطاهر عریان در همدان آرامگاه منسوب به باباطاهر در خرمآباد آرامگاه باباطاهر در شمال شهر همدان و در میدانی به نام وی قرار دارد. این آرامگاه در سال ۱۳۴۴ ساخته شده و در سال ۱۳۸۳ بازسازی شده است.[۲] بنای مقبره باباطاهر در گذشته چندین بار بازسازی شدهاست. در قرن ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بودهاست. در دوران حکومت رضاشاه پهلوی نیز بنای آجری دیگری به جای آن ساخته شده بود. درجریان این بازسازی لوح کاشی فیروزهای رنگی مربوط به سده هفتم هجری به دست آمد که دارای کتیبهای به خط کوفی برجسته و آیاتی از قرآن است و هم اکنون در موزه ایران باستان نگهداری میشود. احداث بنای جدید در سال ۱۳۴۴ خورشیدی به همت انجمن آثار ملی و شهرداری وقت همدان و توسط مهندس محسن فروغی انجام شدهاست. این بنای تاریخی طی شماره ۱۷۸۰ در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ به ثبت آثار تاریخی و ملی ایران رسیدهاست. در اطراف بنای جدید فضای سبز وسیعی احداث شده است.[۸] برخی از بزرگان و ادیبانی که در جوار مزار باباطاهر آرمیدهاند:
آرامگاهی نیز بنام آرامگاه باباطاهر در خرمآباد منسوب به این شاعر است که هویت واقعی صاحب آرامگاه همچنان ناشناخته است.[۹][۱۰]
![]() نویسنده : ameersajjad1382
تاریخ : پنجشنبه 07 بهمن 1395
زمان : 09:36
![]()
ارسال نظر(0)
انواع انرژی و تبدیلات آن : انرژی پتانسیل : انرژی ذخیره شده در اجسام را انرژی پتانسیل می گویند. وقتی فنری كشیده یا فشرده می شود و یا وزنه ای از سقف آویزان می شود دارای انرژی ذخیره شده است. این انرژی به صورت های مختلف در مواد ذخیره می شود، بنابراین انرژی پتانسیل انواع گوناگونی دارد.
این نوع انرژی كه جسم فقط به علت ارتفاعش از سطح زمین دارد، انرژی پتانسیل گرانشی نام دارد. یكای اندازه گیری انرژی پتانسیل گرانشی( U ) ، ژول ( j) می باشد. عوامل موثر بر انرژی پتانسیل گرانشی: ١) جرم جسم(m) یكای اندازه گیری: كیلوگرم (kg) هرچه جرم جسم بیش تر باشد، انرژی بیش تری در جسم ذخیره می شود. ٢) ارتفاع جسم از سطح زمین (h) یكای اندازه گیری: متر(m) هرچه ارتفاع جسم از سطح زمین بیشتر باشد، انرژی پتانسیل گرانشی نیز بیشتر خواهد بود. ٣) شتاب گرانش زمین (g) یكای اندازه گیری: متر بر مجذوز ثانیه (m/s2 ) شتاب گرانشی بر روی سطح زمین معادل ١٠ متر بر مجذور ثانیه است.
انرژی پتانسیل گرانشی به روش زیر محاسبه می شود:
ب)انرژی پتانسیل كشسانی: اگر فنری را كشیده یا فشرده كنیم مقداری انرژی در فنر ذخیره می شود. هر چه فنر بیشتر كشیده یا فشرده شود ، انرژی ذخیره شده در آن بیشتر است. انرژی ذخیره شده در فنر را انرژی پتانسیل كشسانی می گویند. ج) انرژی پتانسیل الكتریكی: انرژی ذخیره شده در بارهای الكتریكی را می گویند. با این انرژی در سال های آینده به طور كامل آشنا خواهد شد. ٢) انرژی جنبشی: انرژی كه جسم به علت حركت خود دارد، انرژی جنبشی گفته می شود. باد، آب جاری، اتومبیل در حال حركت، پرنده ی در حال پرواز و ... دارای انرژی جنبشی هستند. عوامل موثر بر انرژی جنبشی: الف) جرم جسم(m) یكای اندازه گیری : كیلو گرم(kg) هرچه جرم جسم متحرك بیشتر باشد، انرژی جنبشی آن نیز بیشتر است. ب) مجذور سرعت یكای اندازه گیری: (متر بر ثانیه) هرچه جسم با سرعت بیشتری حركت كند، انرژی جنبشی آن بیشتر خواهد بود.
انرژی جنبشی (k) را به روش زیر می توان محاسبه كرد:
انرژی گرمایی ، نورانی و الكتریكی از نوع جنبشی و انرژی شیمیایی و هسته ای از نوع پتانسیل هستند. انرژی مكانیكی هم به شكل انرژی جنبشی و هم به شكل انرژی ذخیره شده (پتانسیل ) می تواند باشد. تبدیل انرژی: در شرایط مناسب انرژی را می توان از یك صورت به صورت دیگر یا از یك نوع به نوع دیگر تبدیل كرد. نكته: منبع اصلی تمام صورت ها و انواع انرژی ، خورشید است. به طور مثال انرژی موجود در مواد غذایی ، انرژی شیمیایی است. گیاهان سبز با استفاده از انرژی نورانی خورشید عمل فتوسنتز (غذاسازی) را انجام می دهند. در این عمل انرژی نورانی خورشید به انرژی شیمیایی تبدیل می شود. این انرژی در گیاهان ذخیره می شود . با خوردن این گیاهان و یا حیواناتی كه از این گیاهان تغذیه كرده اند، این انرژی به بدن ما منتقل می شود. در هنگام فعالیت های روزمره این انرژی آزاد شده و به صورت های مختلفی به خصوص گرما و مكانیكی تبدیل می شود. پایستگی انرژی : قانون پایستگی انرژی بیان می كند كه انرژی نه خود به خود به وجود می آید و نه خود به خود نابود می شود، بلكه از صورتی به صورت دیگر یا از نوعی به نوع دیگر تبدیل می شود. معمولا وقتی می خواهیم یك صورت انرژی را به صورت دیگر تبدیل كنیم، مقداری از انرژی اولیه به صورت های دیگری كه مورد نظر ما نیست تبدیل می شود. مثال ١: یك ماشین اسباب بازی را در نظر بگیرید كه به طور كامل كوك شده است اگر آنر ا رها كنید. انرژی پتانسیل كشسانی آن آزاد شده و به انرژی جنبشی مكانیكی تبدیل می شود ولی بعد از توقف اسباب بازی چرخ های آن نیز گرم شده است. یعنی بخشی از انرژی پتانسیل به انرژی گرمایی نیز تبدیل شده است. این انرژی گرمایی در اثر اصطكاك چرخ ها با زمین و اصطكاك مولكول های هوا با بدنه اسباب بازی به وجود آمده است. مثال ٢: وقتی یك خودرو حركت می كند . انرژی شیمیایی ذخیره شده در بنزین به انرژی مكانیكی (حركتی) تبدیل می شود، اما بخشی از این انرژی به گرما تبدیل می شود به همین دلیل و قتی خودرو را روشن می كنیم، پس از مدتی موتور آن داغ می شود. می دانیم منبع اصلی تمام انرژی ها، خورشید است. در مثال ١ ، انرژی موجود در اسباب بازی چگونه از خورشید تأمین می شود؟
![]() نویسنده : ameersajjad1382
تاریخ : پنجشنبه 07 بهمن 1395
زمان : 09:35
![]()
ارسال نظر(0)
یکی از اقدامات متهورانه که در نقاشی قرن بیستم به وقوع پیوست، نهضت هنر «آبستره» بود. عدهای لغت «آبستره» را به معانی «انتزاع و تجرید» تعبیر و معنی میکنند و معتقدند که کلیهٔ آثار انتزاعی و تجریدی، معنی ترجمهشدهای از کلمهٔ آبستره هستند در حالیکه چنین نیست؛ میتوان گفت هنر «آبستره» به آنگونه آثاری گفته میشود که بسیار مجهول و نامحسوس و غیر قابل پیشبینی و بهدور از انتظار مخاطبان است و در این خصوص یکی از معروفترین مفسرین و مبلغین هنر آبستره «میشل سوفِر» فرانسوی گفته است: «من هنری را آبستره مینامم که یادآور هیچگونه واقعیت شکلی نباشد، حتی اگر نقطهای باشد که هنرمند از آن آغاز به کار کرده باشد.» این اثر بهوسیلهٔ آبرنگ با سطوحی رنگین و با حالتی دینامیک، بدون توجه به جنبهٔ نمایشی آنها کشیده شده است. در همین سال کاندینسکی کتاب معروف خود به نام «روحانیت در هنر» را به منظور توجیه کردن نکات استتیکی، جهتیابی جدید هنر نقاشی، به رشتهٔ تحریر در آورد. این اولین کتابی بود که در زمینهٔ هنر آبستره نگاشته شد. چیزی که کاندینسکی را متوجه هنر آبستره نمود، ابتدا یک دامن خوشرنگ و سپس یکی از تابلوهای خودش بود که تصادفاً به صورت وارونه در کنار کارگاهش قرار داشت. تحت این شرایط کاندینسکی در نگاه اول با تابلویی روبرو گردید که دارای رنگآمیزی جالب و چشمگیری بود و وی قبلاً آن را نمیشناخت. همین تابلو وارونه نکته اصلی هنر آبستره را برایش روشن کرد. پس او چنین نتیجه گرفت که در یک تابلو رنگها و فرمها هستند که به صورت مجرد نقش اصلی را ایفا میکنند. اما آنچه که موجب کشف اصول زیباییشناسی توسط کاندینسکی گردید مطالعات و جستجوهایش در زمینهٔ موسیقی بود. وی اولین طرحهای خود را با نام «بدیهه سرایی» و آثار کاملترش را تحت عنوان «ترکیب» اسمگذاری کرد. آثار نقاشی کاندینسکی بسیار متنوع و به شکلهای متفاوتی عرضه شدهاند. آثارش در ابتدا برای بیننده دارای ارزش نمایشی است و سپس با ارزش ساختمانی جلوه میکند. زیرا بهوسیلهٔ شکلهای کوچک هندسی پوشیده از رنگهای شدید به وجود آمدهاند؛ لذا از نظر بصری مانند اشیای قیمتی بهنظر میآیند. کاندینسکی دربارهٔ اثر هنری چنین استدلال نموده است که «رنگ» و «شکل» فینفسه عنصرهای زبانی را تشکیل میدهند که برای بیان (عاطفه)، کافیاند و اینکه به همانگونه که صورت موسیقایی مستقیماً بر روان اثر میکند، رنگ و شکل نیز همان کیفیت را دارد. تنها نکتهٔ لازم این است که رنگ و شکل را باید به حالتی ترکیب کرد که به حد کفایت، عاطفهٔ درونی را بیان کند و به حد کفایت آن را به نگرنده انتقال دهد. ضرورتی ندارد که به رنگ و شکل «نمود جسمیت» یعنی جلوهٔ اشیاء طبیعی را بدهیم. خود شکل، مبیّن معنی درونی است که متناسب با رابطهٔ هماهنگ آن با رنگ، دارای درجات شدت و ضعف است.
دو مسیر عمده در هنر مدرن وجود دارد. مسیر اول - که پایههای آن قبل از آغاز قرن بیستم در اروپای غربی بهویژه در فرانسه ریخته شد- تحت عنوان کوبیسم نامگذاری گردید. مسیر دوم که بیشتر متعلق به قرن حاضر است و با عنوان هنر «آبستره» از روسیه آغاز شد که خود نیز به نحوی، از کوبیسم متأثر گردیده است. هدف نهایی کاندینسکی پایهگذار سبک آبستره این نبود که نقاشی را از محتوا پاک کند بلکه هدف او این بود که «قالبی مجرد برای تجریدات ذهنی خویش بیافریند. زیرا همانطور که حس رفعتجویی هنرمندان «گوتیک» موجب شد که معماری گوتیک مفهوم «عناصر عمودی» خود را کشف کند. به همانگونه نیز کاندینسکی تبیین آرمانهای عقیدتی خویش را در ریتمهای ویژه فرم و رنگ جستجو میکرد. کیفیت پویای عناصر، «تم» اصلی آثار کاندینسکی را تشکیل میداد. ولی این پویایی، بیشتر ناشی از حرکتی خود به خودی و درونی بود تا جنبشی آیندهگرا. لذا در آثار او همهچیز در روحانیت، حرکتی پیوسته و فضایی بیکران مستغرق است و هیچچیز را یارای گریز از این هستی هماهنگ و موزون نیست؛ «کل» به «جزء» رجحان اساسی آثار وی است و پل کله که در این باره میگوید: «هنر، مرئی کردن نامرئی است». یا به عبارت دیگر «هنر، کشف کششهای ناشی از جهان مرئی و امکانات اسرارآمیز بشر است که فقط روحاً میتوان آنها را حس و لمس کرد»...
![]() نویسنده : ameersajjad1382
تاریخ : پنجشنبه 07 بهمن 1395
زمان : 09:32
![]()
ارسال نظر(0)
انسان در طول تاریخ همواره تحت قوانین و الگوهایی که جامعه اش از او انتظار داشته زندگی کرده است. اما ما انسانها به صرف پیروی از الگوهایی خاص تبدیل به شهروندانی خوب نمیشویم. برای یک شهروند خوب بودن پیش از هرچیز باید انسان خوبی بود؛ کسی که پایبند اصول اخلاقی است و در هر شرایطی ارزشهای انسانی را زیر پا نمیگذارد. در دنیای مدرن امروز، فرهیختگان و سیاستگذارهای جوامع گوناگون در پی اتخاذ برنامههایی هستند که بتواند شهروندانی آگاه، دارای حس مسئولیت و همکاری تربیت کند. آنها با تدوین برنامههای آموزشی که معمولا از مدارس و در سنین کودکی شروع میشود، در تلاشند جامعهای داشته باشند که مردمانش برپایه اصل همکاری و همیاری زندگی کنند و در نهایت جامعهشان را ارتقا دهند. اما در واقع یک شهروند خوب چه رفتاری دارد؟ برخی جامعهشناسان سه تعریف کلی درخصوص شهروندان یک جامعه آوردهاند: 1ـ شهروندانی با احساس مسئولیت فردی چنین شهروندی یاد گرفته است در جامعه رفتار مسئولانهای داشته باشد. برای مثال به محیط زیستش اهمیت میدهد و هرگز در خیابان زباله نمیریزد، در بازیافت زباله با دولت همکاری میکند. به طور کلی پیرو قوانین جامعه است. چنین شهروندی، به طورخودجوش به فقرا کمک میکند و بدون تردید داوطلب انجام کارهای عامالمنفعه میشود. معمولا در بیشتر جوامع برنامههای آموزشی ترتیب میدهند تا شهروندان خود را به داشتن این نوع احساس مسئولیت تشویق کنند. برنامهریزان امیدوارند بتوانند شهروندانی تربیت کنند که صادق، منظم و سختکوش باشند. 2ـ شهروندان مشارکتی این شهروندان از آن دسته افرادی هستند که در مسائل و مشکلات شهری و اجتماعی جامعه خود حضوری فعال دارند. در واقع روی تلاش جمعی بسیار تاکید میکنند و اصطلاحا جامعه محور هستند. این شهروندان یاد گرفتهاند کنار هم و با کمک یکدیگر جامعهشان را اداره کنند و کمتر از خود رفتارهای فردگرایی بروز میدهند. مثلا شهروندی با احساس مسئولیت فردی ممکن است برای کمک به فقرا، غذا سفارش دهد، اما در جامعهای که شهروندانش رفتار مشارکتی دارند مکانی برای تهیه غذا در نظر میگیرند و با کمک یکدیگر برای فقرا و بیخانمانها غذا درست میکنند. چنین جامعهای با وجود شهروندانی با این خصوصیات که میتوانند درقبال یکدیگر رفتار متعهدانهای داشته باشند و با همیاری هم مشکلات را از میان بردارند، در نهایت به سعادت میرسند. 3ـ شهروندان عدالت محور این نوع شهروندان از آگاهی بسیار بالایی برای داشتن یک جامعه شایسته برخوردارند. آنها توانایی تحلیل و درک تمام مسائل جامعه خود را داشته و نقش متقابل نیروهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را کاملا میفهمند و به عدالت اجتماعی از هر جهت معتقدند و برای رسیدن به سطح مطلوبی از عدالت تلاش زیادی میکنند. این نوع شهروندی با شهروندی مشارکتی شباهتهایی درخصوص تاکید کار دستهجمعی دارد و معتقد است برای حل مسائل و معضلات جامعه، کل افراد آن جامعه باید دخیل باشند.
روشهای یک شهروند خوب بودن با تعاریفی که از یک شهروند خوب شد میتوان به این نتیجه رسید که شهروندان خوب در جامعهشان زندگی فعالی دارند و برای بهبود و ارتقای آن بسیار تلاش میکنند. همه ما دوست داریم بهعنوان یک شهروند خوب شناخته شویم و هرکس که واقعا چنین آرزویی دارد میتواند با روشهای زیر به این هدف دست پیدا کند: 1ـ آگاهی پیش از هرچیز باید آگاه به امور و مسائل مختلف جامعه تان باشید. برخی این آگاهی را با تحصیل در رشتههای مختلف به دست میآورند و برای بهبود اوضاع اقتصادی و اجتماعی جامعه شان قدمهایی برمیدارند و برخی دیگر با مطالعه فراوان به این منظور میرسند. آگاهی بیشتر منجر به تصمیمگیریهای بهتر، هم برای زندگی فردی و هم اجتماعی منجر میشود. به طور مثال هنگام رای گیری و دیگر فعالیتهای مدنی میتوانید امیدوار باشید که انتخاب درستی داشتهاید. 2ـ سختکوشی سختکوشی یکی دیگر از ویژگیهای یک شهروند خوب است. فرقی نمیکند در چه حرفهای مشغول به کار باشید. درعین حال که میتوانید شغل و درآمد داشته باشید، به جامعهتان هم خدمت میکنید و در نتیجه جامعهتان اقتصادی قویتر خواهد داشت. 3ـ به روز بودن یک شهروند خوب هرگز از مسائل روز که روی زندگی جامعه و در نهایت وضع شخصیاش اثرگذار است، بیخبر نیست. باید از اخبار و وقایع روز مطلع باشید و در عین حال وظیفه دارید نظرات و عقاید گروههای مختلف را بشنوید و همه چیز را صرفا سفید یا سیاه نبینید. در برنامههای مختلف جامعه شرکت کنید و هر کمکی از دستتان برمیآید، انجام دهید. البته به دنبال سود شخصی در کمکهایتان نباشید. 4ـ همیاری و کارهای داوطلبانه هرگز از کمک کردن به دیگران اجتناب نورزید. شما به روشهای مختلف میتوانید به جامعهتان کمک کنید: میتوانید در سازمانهای محل زندگیتان که در جامعه و بهبود آن نقش بسزایی دارند، داوطلبانه کمک کنید. مثلا سازمانهایی که برنامههای خانهسازی برای فقرا دارند. خودتان را به رفتارهای انسانی عادت دهید. اگر توان مالی دارید، به کسانی که دچار مشکل هستند، یاری برسانید. در برنامههای عامالمنفعه مانند تهیه غذا برای بیپناهان و بیخانمانها شرکت کنید. خون و پلاسما اهدا کنید. خون و پلاسما مایعات حیاتی بدن هستند و میتوانند جان هزاران بیمار را نجات دهند، بویژه اگر دارای گروه خونی کمیاب هستید. کوچکترین کمک شما میتواند تفاوتی بزرگ بین مرگ و زندگی دیگری باشد. این کار بویژه در مواقع بحران ـ مانند بلایای طبیعی و جنگ ـ بسیار حیاتی است. به سازمانهای خیریه پول اهدا کنید. البته باید سازمان خیریه مورد نظرتان را بخوبی بشناسید و سازمانی باشد که در کار خود صداقت دارد. زیرا برخی سازمانها از پولهای جمعآوری شده فقط برای اداره موسسه خود بهره میجویند. در برنامههای بهبود و پاکسازی محیط زیست شرکت کنید. از خریدن اجناس خارجی امتناع ورزید و با خریدن کالاهای ساخت کشور خود، از صنایع کشورتان و رونق اقتصادی جامعهتان حمایت کنید. در مصرف انرژی، مقتصدانه و صرفهجویانه رفتار کنید و به آیندگان خود نیز اهمیت بدهید. 5ـ کمکهای اولیه یادگرفتن کمکهای اولیه و دیگر عملیات اورژانسی، یکی از کارهایی است که هر شهروند خوب و مسئولی باید بداند تا بتواند در مواقع بحران به داد همنوعان خود برسد. اگر شما قبلا این آموزشها را دیدهاید، سعی کنید هرچند سال یکبار اطلاعاتتان را به روز کنید تا از مهارتتان کم نشود؛ زیرا تحت فشار روحی ممکن است براحتی آموختههایتان را فراموش کنید. 6ـ ایجاد شغل هرزمان که توان مالی داشتید، فرصتهای شغلی ایجاد کنید. با کارآفرینی میتوانید تعدادی از افراد جامعهتان را به کار گرفته و از نرخ بیکاری بکاهید. در واقع اگر تمام کسانی که موقعیتهای مالی خوبی دارند با کسب آگاهی، فرصتهای شغلی مناسبی ایجاد کنند، جامعه کمتر با بحران بیکاری مواجه میشود و به مرور زمان اقتصاد و وضع کشور رو به رشد میگذارد. البته اگر وضع مالیتان در حدی نیست که بتوانید مثلا کارگاه یا شرکتی راه بیندازید، اما درحدی است که بتوانید هرازگاهی یکی دو نفر را به کار بگیرید، باز هم در زمینه ایجاد فرصتهای شغلی موثر هستید. مثلا میتوانید در برخی کارهای منزلتان مانند شستن فرشها یا تمیز کردن پنجرهها از دیگری کمک بگیرید و با این کار فردی بیکار و نیازمند را به کار بگمارید. با این روش باعث میشوید او بتواند روی پای خودش بایستد. 7ـ انتخابات مهمترین کاری که میتوانید به عنوان یک شهروند خوب انجام دهید، شرکت فعالانه در انتخابات و مسائل مهم جامعهتان است. بسیاری از مردم نسبت به این موضوع بیتفاوت هستند و شاید هم فقط در رایگیریهای بسیار مهم شرکت کنند. اما مسئولان هر جامعهای که به نظرات مردم خود اهمیت میدهند و برای بهبود وضع جامعه تلاش میکنند، از شهروندان انتظار دارند در هر نظرسنجی حضور فعالی داشته باشند. 8ـ سالم بودن یک شهروند خوب به سلامت خود نیز اهمیت میدهد. زیرا بیماری نهتنها باعث آزار خود فرد میشود، بلکه دیگران را هم به دردسر میاندازد. بنابراین با دوری از رفتارهای مخرب مانند اعتیاد و رعایت تغذیه درست و ورزشهای مناسب، تا جایی که میتوانید مراقب سلامت و بهداشت خود باشید.
![]() نویسنده : ameersajjad1382
تاریخ : پنجشنبه 07 بهمن 1395
زمان : 09:31
![]()
ارسال نظر(0)
ریه یا شش چیست؟؟؟ / انواع بیماری های ریه !!! ریه یا شُش یکی از اعضای دستگاه تنفس در بعضی جانوران است. ریه ها در قفسه سینه قرار دارند و آنقدر بزرگ هستند که بیشتر فضای سینه را گرفته اند. ریهها به شکل نیمه مخروطی هستند و قسمتهای طرفی حفره سینه را پر میکنند. هرکدام از ریه ها در داخل یکی از کیسههای جنب جای گرفتهاند. شُش، ریه یا جگر سفید یکی از اعضای دستگاه تنفس در بعضی جانوران است. در ریه ها گلبولهای قرمز خون اکسیژن را دریافت میکنند و به سایر سلولهای بدن میرسانند. ریه ها شگفت انگیز هستند به شما کمک می کنند تا نفس بکشید، با دوستان خود حرف بزنید موقع بازی فریاد بکشید، آواز بخوانید، گریه کنید و خیلی کارهای دیگر، در موقع بازی کردن؛ ریه ها حتی با مغز همکاری می کنند و وقتی کیلومترها می دوید مقدار هوای بیشتر با سرعت بیشتر وارد بدن و سپس خارج می شود. شما نمی توانید ریه ها را ببینید ولی لمس کردن آنها آسان است دستتان را روی قفسه سینه بگذارید و نفس عمیق بکشید. احساس می کنید قفسه سینه کمی بزرگتر می شود حالا هوای داخل ریه را بیرون بفرستید قفسه سینه به اندازه قبلی بر می گردد در حقیقت نیروی ریه ها را احساس کرده اید. ریه با سیستم تنفسی کار می کنند، هوای تازه را وارد بدن و هوای کثیف را از بدن خارج می کند. ساختار ریه ها ریه ها در قفسه سینه قرار دارند و آنقدر بزرگ هستند که بیشتر فضای سینه را گرفته اند. هر انسان دو ریه دارد. ریه ها مثل چشم ها یا سوراخهای بینی یک اندازه نیستند و ریه سمت چپ کمی کوچکتر از ریه سمت راست است. فضای اضافی سمت چپ، جایگاه قلب است. قفسه سینه از ریه ها محافظت می کند. قفسه سینه از ۱۲ دنده تشکیل شده است این دنده ها به ستون فقرات پشت کمر و دور ریه ها به هم متصل شده اند تا از ریه ها محفاظت کنند؛ دیا فراگم در زیر ریه ها قرار دارد، دیافراگم ماهیچه گنبدی شکل است که با ریه کار می کند تا عمل دم و بازدم انجام شود. ریه ها از بیرون شبیه اسفنج صورتی رنگ است، اما اسرار واقعی درون ریه هاست. در انتهای نای دو لوله بزرگ هست به این لوله ها ، لوله نای اصلی می گویند که یکی به سمت چپ و یکی به سمت راست متصل است؛ هر شاخه اصلی نایژه شاخه هایی به درون لوله ها دارد که این شاخه ها مثل شاخه های درخت، کوچک و کوچکتر می شوند، به کوچکترین لوله نایچه گفته می شود؛ حدود ۳۰ هزار نایچه در هر ریه وجود دارد و هر نایچه تقریباً به اندازه مو می باشد. در انتهای نایچه ها محل مخصوصی هست که کیسه های بسیار نازک به طور فشرده در آن وجود دارد و به آن آلوئولی یا حبابچه می گویند. حدود ۶۰۰ میلیون آلوئولولی در ریه ها وجود دارد. اگر آنها را بکشید تمام یک زمین تنیس را می پوشانند. آلوئولوس نام هر آلوئولو می باشد و سوراخهایی مثل رگهای کوچک خونی که به آن مویرگ می گویند دارد. این مویرگها آنقدر ریز هستند که باید سلولهای خونی به صورت ردیفی و تک تک از داخل آنها عبور کنند. نقش ریه ها در بدن ريه نقش اساسي در سلامتي انسان دارد ممکن است بعضي از ارگانهاي بدن مثل پا و یا کلیه را نداشته باشيم و بتوانیم زندگي كنيم، یا هفته ای سه بار دياليز كنيم ولي بدون ريه نميتوانيم زندگي كنيم، به خاطر اينكه اكسيژن بايد وارد بافتهاشده، از طريق ريه وارد سيستم بدن شود، به قلب و مغز و... يا به ارگانهاي ديگر برسد و گاز دی اکسید کربن هم از ريه بايد خارج شود. از جمله نقش های اساسی ریه ها کمک به عملیات دم و بازدم است ریه ها برای صحبت کردن مهم هستند نای در بالای حنجره قرار دارد گاهی اوقات به حنجره جعبه صدا گفته می شود. در امتداد حنجره تارهای صوتی قرار دارد که برای تولید صدا باز و بسته می شوند. وقتی هوا از ریه ها خارج می شود از طریق نای و حنجره به تارهای صوتی برخورد می کند. اگر تارهای صوتی بسته باشند هوا میان آنها عبور می کند تارهای صوتی می لرزند و صدا تولید می شود. میزان بلندی صدا به مقدار هوایی که از ریه ها خارج می شود بستگی دارد. سعی کنید نفس عمیقی بکشید و نام یکی از بچه ها را صدا کنید. بدون نفس کشیدن چه مدت می توانید حرف بزنید؟ دفعه بعد سعی کنید فریاد بزنید و مشاهده می کنید فریاد کشیدن به مقدار هوای بیشتری نیاز دارد. بنابراین حتی برای گفتن یک کلمه هم دائماً به نفس کشیدن نیاز می باشد. صداهای مختلف و میزان هوای لازم برای تولید آنها را امتحان کنید. وقتی ریزریز می خندید هوا را تند تند خارج می کنید اما وقتی آروغ می زنید به این دلیل است که هوا وارد معده شده است و هوا کم کم خارج می شود. وقتی دیافراگم سریع حرکت می کند باعث تنفس ناگهانی هوا می شود و شما سکسکه می کنید پس وقتی آماده حرف زدن هم نیستید هوا به تارهای صوتی برخورد می کند و صدایی ایجاد می شود. انواع بیماری های ریه آمبولی ریه (Pulmonary embolism)؛ که در آن لخته خون از سایر نقاط بدن وارد قلب شده و از قلب وارد ریه می شود. لخته خون در یکی از رگ های خونی سان شده و معمولا باعث تنگی نفس و سطح اکسیژن پایین خون می شود. فشار خون ریوی (Pulmonary hypertension)؛ مشکلات مختلف باعث فشار خون بالا در رگ های ریوی می شود. فشارخون بالای رگ های ریوی می تواند باعث تنگی نفس و درد قفسه سینه شود. - بیماری های ریوی که بر دیواره های قفسه سینه تاثیر می گذارند بیماری انسداد ی ریه عفونت ریه علل عفونت ریه - عفونت های ویروسی ریه نیاز به دارو ندارند و خود به خود خوب می شوند. در عفونت های حاد ویروسی ریه، لب ها و ناخن ها به رنگ آبی در می آیند. از دست دادن آب بدن نیز یکی از علائم عفونت ریه می باشد. عفونت ریه می تواند منجر به عفونت گوش گردد.
عفونت ریه می تواند منجر به عفونت گوش گردد پنومونی یا ذات الریه علائم این بیماری ریه عبارت است از: التهاب ریه، تنگی تنفس، درد قفسه سینه، تب بالا، سرفه خلط دار، لرز، گرفتگی قفسه سینه، درد عضلانی و خستگی. بیماری سندرم حاد تنفسی ریه بیماری سل بیماری ذات الجنب ریه آنفلوانزا تاثیر سیگار بر ریه ها و سایر اندام های بدن دود سیگار سبب تخریب بافت ریه شده و عمل مژه های ریه را غیر فعال می کند سیگار کشیدن عامل خطر اصلی بیماریهای انسدادی مزمن ریه است. مواد محرک دود تنباکو (قطران و گاز سیانید) مسئول بروز برونشیت و آمفیزم در ریه ها هستند. این محرکها عمل موهای کوچک بنام مژه (CILLIA) که ریهها را از آلودگی ها پاک میکنند، متوقف میکند. همچنین سبب، ترشح بیشتر موکوس توسط غدد ریه میشوند. وقتیکه مژکهای ریه غیرفعال میشوند، فرآیند پاک سازی ریهها از موکوس اضافی، قطران و سایر ناخالصیها اجباراً باید توسط سرفه انجام شود. سیگاریها، بیشتر از غیرسیگاریها سرفه میکنند و خلط بیشتری تولید میکنند. سایر علائم تنفسی شامل: کوتاهی تنفس، سنگینی سینه، خسخس، درد سینه، سینوزیت و سرماخوردگیهای مکرر است. تقریباً تمام بیماران مبتلا به آمفیزم ریه، سیگاری هستند. سیگار همچنین یک عامل خطر مهم برای ایجاد برونشیت مزمن در ریه است. سیگاریهای افراطی در معرض خطر بیشتری نسبت به سیگاریهای متوسط هستند، امّا در معرض مقادیر کم دود سیگار بودن، چنانکه در سیگار کشیدن تحمیلی دیده میشود نیز زیان آور به نظر میرسد. منابع:
![]() نویسنده : ameersajjad1382
تاریخ : پنجشنبه 07 بهمن 1395
زمان : 09:30
![]() .:: This Template By : LoxBlog.Com ::. |
آرشيو ماهانه نويسندگان لوگو ما ![]() ديگر موارد |